
هر چه نوشتم آن نبود.. آن چه مدتی است مرا به تجرد کشانده.. به حسعمیق،در خود آویختن.. ماههاست دنبال واژه و تعریفم، تا دیروز به آن خوشبختیِ مجرد، فارغ از همه چیزمیگفتم.. امروز حتی نمیدانم آن را چه بنامم.. هر کسی حقیقتی دارد و هر حقیقتی راهی.. حقیقتی مرا به سکوت کشانده.. به تجرد.. دوری.. بی تعلقی.. گویی از همه چیز بریده است و این شده.. ...
ادامه مطلب